حدیث معرفت حضرت امیرالمؤمنین(ع) به نورانیّت

        أَقولُ:(1) ذَکَرَ وَالِدِی رَحِمَهُ اللهُ أَنَّهُ رَأَی فِی کِتَابٍ عَتِیقٍ، جَمَعَهُ بَعضُ مُحَدِّثی أَصحاَبِنَا فِی فَضَائِلِ أَمِیرِالمُؤمِنِینَ علیه‏ِ السّلام هَذَا الخبَرَ وَ وَجَدتُهُ أَیضاً فِی کِتابٍ عَتِیقٍ مُشتَمِلٍ عَلَی أَخبَارٍ کَثِیرَةٍ. قَالَ: رُوِیَ عَن مُحَمَّدٍ بنِ صَدَقَةَ أَنَّهُ قَالَ: سَأَلَ أَبُوذَرٍ الغِفَارِیُّ {عن} سَلمَانَ الفَارِسِیِّ رَضِیَ اللهُ عَنهُمَا یَا أَبَاعَبدِاللهِ مَا مَعرِفَةُ الإِمَامِ أَمِیرَالمُؤمِنِینَ علیه‏ِ السّلام بِالنُّورَانِیَّةِ؟ قَالَ: یَا جُندَبُ(2)! فَامضِ بِنَا حَتَّی نَسأَلَهُ عَن ذَلِکَ،قَالَ: فَأَتَینَاهُ فَلَم نَجِدهُ.

      قَالَ: فَانتَظَرنَاهُ حَتَّی جَاءَ قَالَ صَلَوَاتُ اللهِ عَلَیهِ: مَا جَاءَ بِکُمَا؟ قَالَا جِئنَاکَ یَا أَمِیرِالمُؤمِنِینَ نَسأَلُکَ عَن مَعرِفَتِکَ بِالنُّورَانِیَّةِ. قَالَ صَلَوَاتُ اللهِ عَلَیهِ: مَرحَبًا بِکُما مِن وَلِیَّینِ مُتَعَاهِدَینِ لِدِینِهِ لَستُمَا بِمُقَصِّرَینِ. لَعَمرِی إِنَّ ذَلِکِ الوَاجِبُ عَلَی کُّلِ مُؤمِنٍ وَ مُؤمِنَةٍ؛ثُّمَ قَالَ صَلَوَاتُ اللهِ عَلَیهِ: یَا سَلمَانُ وَ یَا جُندَبُ! قَالَا: لَبَّیکَ یَا أَمِیرَالمُؤمِنِینَ.

      قَالَ علیه‏ِ السّلام: إِنَّهُ لَا یَستَکمِلُ أَحَدٌ الإِیمَانَ حَتَّی یَعرِفَنِی کُنهَ مَعرِفَتِی بِالنُّورَانِیَّةِ، فَإِذَا عَرَفَنِی بِهَذِهِ المَعرِفَةِ فَقَدِ امتَحَنَ اللهُ قَلبَهُ لِلإِیمَانِ وَ شَرَحَ صَدرَهُ لِلإِسلَامِ وَ صَارَ عَارِفًا مُستَبصِرًا، وَ  مَن قَصَّرَ عَن مَعرِفَةِ ذَلِکَ فَهُوَ شَاکُّ وَ مَرتَابٌ. ییَا سَلمَانُ وَ یَا جُندَبُ! قَالَا: لَبَّیکَ یَا أَمِیرَالمُؤمِنِینَ، قَالَ علیه‏ِ السّلام: مَعرِفَتِی بِالنُّورَانِیَّةِ مَعرِفَةُ اللهِ عَزَّوَجَلَّ  وَ مَعرِفَةُ اللهِ عَزَّوَجَلَّ مَعرِفَتِی بِالنُّورَانِیَّةِ وَ هُوَ الدَّینُ الخَالِصُ الَّذِی قَالَ اللهُ تَعَالَی:« وَ مَا اُمِرُوا إِلّا لِیَعبُدُوا اللهَ مُخلِصِینَ لَهُ الدِّینَ حُنَفاءَ وَ یُقِیمُوا الصّلاةَ وَ یُؤتُوا الزَّکاةَ وَ ذلِکَ دِینُ القَیِّمَةِ».(3)

عَلی وَلیُّ الله

     می گویم: پدرم قُدِّسَ سِرُّه ذکر نموده است که او در کتابی که یکی از محدّث شیعه در فضایل امیرالمومنین علیه السّلام گردآوری نموده،این روایت را دیده است. من نیز آن را در کتابی قدیمی که شامل روایات فراوانی بود، یافتم. گفت: از محمد بن صدقه روایت شده است که تو گفت: ابوذر غفاری از سلمان فارسی -رضی الله عنهما – پرسید که ای ابا عبدالله! معرفت امیرالمؤمنین علیه السّلام به نورانیّت چیست؟ {سلمان} گفت: ای جُندب! بیا برویم تا این را از خود آن حضرت بپرسیم.

     سپس به محل آن حضرت رفتيم و او را نيافتيم. ابوذر گفت: پس به انتظار ايشان مانديم تا آن حضرت آمدند. حضرت فرمودند: چه امری شما را به اينجا کشانده است؟ ابوذر و سلمان گفتند: ای اميرمؤمنان! به نزد شما آمديم تا در مورد معرفتتان به نورانيّت سوال کنيم. حضرت فرمودند: آفرين بر شما دو دوست وفادار به دين خويش که کوتاهی کننده نيستند. به جانم سوگند که آن معرفت بر هر مرد و زن مؤمن واجب است. سپس حضرت علیه السّلام فرمود: ای سلمان و ای جُندب! هر دو عرض کردند: بلی ای اميرمؤمنان!

    حضرت علیه السّلام فرمود :هيچ کس ايمان را به حدّ کمال خويش نمی رساند تا آنکه مرا به عمق معرفتم بشناسد. پس آنگاه که مرا به اين معرفت شناخت، هر آينه خداوند قلب او را با ايمان آزموده، سينه اش را برای اسلام گشاده ساخته و عارفی روشن بين گرديده است و هر کس که از شناخت آن کوتاهی نمود و به آن نرسيد، شک کننده و ترديدگر است. ای سلمان و ای جُندب!  عرض کردند: بلی یت امير المؤمنان! حضرت علیه السّلام فرمودند: معرفت من به نورانيّت معرفت خداوند عزّوجل است و معرفت خداوند عزّوجل، معرفت من به نورانيّت است و آن دين خالصی است که خداوند دربارهی آن فرمود: « و امر نشدند به چيزی مگر چیزی که خدا را به اخلاص کامل در دين پرستش و  بندگی کندو ازبندگی غير  او روی بر گرداند و نماز به پا دارند و زکات بدهند و اين است دين راست و استوار».

ادامه دارد…

1.علّامه مجلسی, بحارالانوار, کتاب اللمامة, علامات الامام و صفاته و شرائطه و ما ینبغی أن ینسب الیه و ما لا ینبغی, باب نادر فی معرفتهم صلوات الله علیهم بالنّورانیّة و فیه ذکر جمل من فضائلهم,ج26 , ص1, ح1.

این مطلب هم مفید است  حدیث معرفت حضرت امیرالمومنین علیه السلام (قسمت چهارم)

2.جُندب نام ابوذر قدّس سرُّه.

3. سوره البیّنة/ آیه5 .

اللهم عجل لولیک الفرج

مطالب مرتبط